
من گل خود روی کوهستانی ام
اهل ایل بی سر و سامانی ام
ریشه ام در خاک این غربت سراست
با بلوط پیر اینجا آشنا ست
ای ز جام غم بلا نوشان سلام
ای چراغ راه حق پویان سلام
من همین جا در کنار مردمم
من هم از اصلم غریب افتاده ام
جنسم از یک سنگلاخ ساده است
جامم از مهر شما پر باده است
دست پیش آرید ، با هم یک شویم
در خوشی ها محرم و همدل شویم
( هر آنچه می نگارم تقدیم به او که داشته هایش را فدای داشتن من کرد .)